...
چه خواب شیرینی بود...
بعد از مدتها در آغوشم بودی...
و وقتی برخاستم عطر تنت را در دستانم جستجو کردم...
افسوس که بودنت فقط در خواب بود...
و دستانم جز بوی کهنگی پتوهای پاویون چیزی نداشت...